محمد موسوى بجنوردى

56

مقالات اصولى ( فارسى )

مقدمات مفوته قائل به وجوب نفسى تهيئى هستند و مىفرمايند كه مصلحت در نفس تهيؤ است از براى امتثال واجبات و اتيان احكام . البته اين بيان ، يعنى توجه به ملاك وجوب نفسى تهيئى ، در خصوص وجوب تعلم احكام است نه در كليهء مقدمات مفوته . اما اين فرموده هم اشكال دارد ، زيرا لازمهء اين بيان آن است كه تمام مقدمات وجوديه واجب نفسى تهيئى باشند . لكن ما در واجب نفسى ضابطه داريم : واجب نفسى آن است كه در نفس خودش ملاك باشد . ملاك در اتيان همان امر است ، اعم از اينكه بخواهد امرى ديگر موجود شود يا امر ديگر موجود نگردد ، حال آنكه در مقدمات وجوديه اين‌چنين وضعى نيست ، چون اين مقدمات وجوب غيرى دارند . به بيان ديگر ، آنچه مطلوب بالذات است و واجب نفسى است ذى المقدمه است . وجوب اين مقدمات وجوب غيرى است و اراده‌شان ارادهء ترشحيه است ، و آنچه ارادهء نفسى و وجوب نفسى دارد ذات ذى المقدمه است . آرى ، از باب اينكه ذى المقدمه يك رشته مقدمات است كه اگر آنها موجود نشوند ذى المقدمه موجود نمىشود ، مىتوان گفت : مقدمات مرادند بالارادة الغيرية و بالارادة الترشحية ، و خلاصه مراد بالعرضند نه مراد بالذات . د . راه ديگر راهى است كه مرحوم آقاى آخوند ( ره ) و جمعى ديگر از بزرگان ( ره ) در آن گام زده و فرموده‌اند عقل است كه بر لزوم اتيان تمام مقدمات وجوديه حكم مىكند ، به نحوى كه اگر شخص اين مقدمات را پيش از زمان واجب يا قبل از حصول شرايط وجوب نياورد ، قادر نخواهد بود در زمان واجب ، و يا پس از آنكه شرايط حاصل گرديد ، امر واجب را اتيان كند و به مأمور به عمل كند ؛ واجب فوت مىشود و نياوردن مقدمات به دست او سبب فوت واجب شده است . در اينجا بايد يادآور شويم كه در باب تكاليف فرموده‌اند قدرت از جمله شرايطى است كه در صحت تكليف معتبر است . يعنى اگر شخص قدرت نداشته باشد ، تكليف غلط است . « 1 » ضمنا بايد دانست كه قدرت بر دو قسم است : يك قدرت ، قدرت عقليه و يك قدرت ، قدرت شرعيه است . با بيان فرق بين قدرت عقليه و قدرت شرعيه ، به تعريف

--> ( 1 ) زيرا حقيقت امر بعث به احد طرفى المقدور است . و چنانچه قدرتى در كار نباشد ، بعثى هم در كار نيست .